روابط دختر و پسر مقدمه: دوستى و روابط در دوره ى نوجوانى و جوانى از اهمیت ویژه اى برخوردار بوده، امکان آسیب پذیرى آن نیز در این دوره بیش از هر زمان دیگرى است; زیرا با بیدار شدن غریزه ى جنسى در دوره ى نوجوانى و جوانى، توجه به مسائل عاطفى و جذابیت هاى ظاهرى جنس مخالف بیش تر مى شود. این گرایش در پیدایش دوستى ها و روابط دختر و پسر تأثیر به سزایى دارد و گاه چنان فرد را تحت تأثیر قرار مى دهد که تمامى ارزش ها و هنجارهاى اخلاقى و اجتماعى را زیر پا گذاشته، در دوستى ها و روابط با جنس مخالف هیچ حدّ و مرزى قایل نمى شود. ارزش چیست و آیا ارزش دینى چیزى خارج از معناى مطلق ارزش است؟ انسان براى حفظ حیات خویش به چیزهاى مختلفى نیازمند است و هرچیزى که بهتر بتواند او را در طریق حفظ حیات و سلامت یارى دهد براى او ارزش است; به طور مثال، نان یک شىء ارزشمند براى انسان است; چون انسان در طریق زندگى به نان نیاز دارد. البتّه آب ارزشمندتر است; زیرا براى حفظ حیات به آب بیش از نان نیازمندیم. انسان قادر است بدون غذا، روزها زندگى کند، امّا بدون آب امکان ادامه ى حیات براى او نخواهد بود. خلاصه، آنچه به انسان کمک مى کند که بتواند زندگى و سلامت و شادابى خود را حفظ کند براى او ارزشمند است. اگر انسان صرفاً یک موجود مادّى بود، تنها کالاهاى مادى، مانند، نان، آب، غذا، لباس، مسکن، مناظر زیبا و سایر خوردنى ها و پوشیدنى ها که براى انسان لذّت بخش است، براى او ارزش داشت; امّا از آن جا که انسان یک موجود جاودانه است و تا خدا خدایى مى کند عمر بلند او هم پایدار است، آن چیزهایى هم که به انسان کمک مى کند تا در طریق حیات جاودانه سعادتمند باشد، براى او ارزش است و حتى ارزش آن ها بیش تر و پایدارتر از ارزش هاى مادى است; چرا که نان و آب و ارزش هاى مادى به انسان در طریق حیات دنیا که حیات محدودى است یارى مى رساند، ولى آن ارزش ها، انسان را براى ابد و سعادت ابدى کمک کنند; مثلاً انس و عبادت با پروردگار متعال یک ارزش است و روح انسان را براى برخوردارى از نعمت هاى برترى که خداى متعال به انسان وعده داده است آماده مى کند. خدمت به خلق خدا نیز یک ارزش است و انسان را پاکیزه و قدرتمند مى کند که بتواند از نعمت هاى جاودان برخوردار شود. کسب معرفت نیز یک ارزش است; زیرا انسان براى طىّ طریق و پیدا کردن آن هدف والاى جاودانه به چراغ احتیاج دارد. همان طورى که چراغ در شب براى انسان یک ارزش است، معرفت هم در شب دنیا براى وصول به صبح سعادت یک ارزش است. عناصر ارزش هاى دینى کدام اند، چگونه مى توان به آن شناخت پیدا کرد و چه امورى این ارزش ها را در دید ما تبدیل به ضد ارزش مى کند و یا به عکس، و در این زمینه چه خطراتى ما را تهدید مى کند؟ ارزش هاى دینى همان مسائلى است که در دین خدا به صورت امر و نهى و ارشاد آمده است. آنچه براى ما طیّب و پاکیزه و در راه رشد و تعالى ما مؤثّر بوده، خداى متعال به وسیله ى رسالت رسول گرامى اش بر ما حلال و آنچه را پلید و آلوده و در تعالى انسان زیان بار بوده حرام کرده است; بنابراین حلال خدا ارزش هایى است که ما را به آن فراخوانده اند و حرام خدا ضدّ ارزش هایى است که ما را از آن در رفتار و اخلاق و اعتقاداتمان نهى کرده اند. چگونه مى توانیم از عناصر رسانه اى نظیر: کتب، مجلّات، مجموعه ى مطبوعات، صدا و سیما، ویدئو و ماهواره و اینترنت، خوب استفاده کنیم و اگر خطرسازند چه طور جوانان و فرزندانمان را از خطر آن ها نجات دهیم؟ این وسایل مثل یک لیوان است. مى شود داخل لیوان آب گوارا باشد و مى شود سم باشد. کتاب و مجلّه و مانند این ها چیزى جز ظرف نیستند. ظرفى هستند که محتوایى دارند. محتواى این ها ممکن است ارشاد باشد، یا اضلال. آدرس و نشانى که در کتاب نوشته شده است، اگر درست باشد، شما را به مقصود مى رساند و، اگر درست نباشد، نه تنها شما را به مقصود نمى رساند، بلکه از مقصود دور مى کند.
مهم ترین راه کار پیش گیرى از روابط ناسالم دختر و پسر، تقویت باورهاى مذهبى در جوانان، و فرهنگ سازى ازدواج ساده در جامعه است.
در حال حاضر مسئله ى ارتباط دختر و پسر یکى از معضلات اصلى جامعه ى ماست و اگر بینش و گرایش جوانان در این زمینه اصلاح نشود، پیامدهاى منفى بسیارى را به دنبال خواهد داشت.
مهم ترین راه کار پیش گیرى از روابط ناسالم دختر و پسر، تقویت باورهاى مذهبى در جوانان، و فرهنگ سازى ازدواج ساده در جامعه است.
در این بخش به پاره اى از مهم ترین پرسش ها در این زمینه پاسخ مى دهیم.
مجله ى صباح طى گفت وگویى با حجة الاسلام والمسلمین حسینى سؤالاتى را در زمینه ى مسائل تربیتى مطرح کرده و از رهنمودها و بیانات ایشان بهره برده است; توجه شما را به این پرسش و پاسخ ها معطوف مى داریم.
بنابراین، مى توان ارزش ها را دو دسته کرد: ارزش هاى دنیایى که انسان را در طریق زندگى دنیا کمک مى کنند و ارزش هاى برتر که انسان را در طریق زندگى دنیا و آخرت کمک کنند. پس، ارزش بر اساس دیدگاه هاى انسان شناختىِ مختلف، تعاریف متعددى دارد و از دیدگاه ما، که انسان را موجود جاودانه مى دانیم، تعریف ارزش همین است که گفته شد.
اگر گوهر بسیار گران بهایى، مثلاً یک انگشتر الماس را به دست کودک سه چهار ساله ى خود بدهیم، چندان قدرشناسى نمى کند و در حفظ آن نمى کوشد; زیرا ارزش این انگشتر را نمى داند; امّا اگر این انگشتر را به کسى بدهیم که قیمت و کاربرى اش را در تبدیل به ارزش هاى دیگر مى داند و مى شناسد، قدردانى مى کند و در حفظ آن کوشا خواهد بود; بنابراین، معرفت به قدر و ارزش، اوّلین چیزى است که موجب حفظ ارزش ها مى شود و غفلت از قدر و ارزش، اولین چیزى است که انسان را نسبت به آن ها بى توجه مى کند; پس اولین قدم در حفظ ارزش ها معرفت به آن ارزش هاست که اگر این معرفت ایجاد شد و گرد وغبار غفلت کنار رفت، گوهر شناخته مى شود و هر کس گوهرشناس باشد از گوهر به خوبى حفاظت مى کند.
اگر انسان بداند که در دستورهاى دینى، گنج سعادت او نهفته است، آن ها را به خوبى حفظ و رعایت مى کند; امّا اگر غفلت کند و سرسرى بگذرد، به بهاى اندک این گنج را مى فروشد و بعد هم به حسرت ابدى مبتلا مى شود.
نکته ى دیگر این که، انسان وقتى که به دنیا مى آید هیچ علمى ندارد. قرآن کریم مى فرماید: (و الله أخرجکم مِنْ بُطون اُمَّهاتِکم لا تعلمون شیئاً)همان طور که نمى تواند راه برود. آرام آرام خزیدن را آغاز مى کند، به اصطلاح «سینه خیز »مى رود، بعد به تدریج چهار دست و پا راه مى رود، بعد مى ایستد، امّا افتان و خیزان راه مى رود، تا هنگامى که بتواند با استقامت بایستد و با استوارى راه برود. ملاحظه مى کنید که شیوه ى راه رفتن را از حیوانى آغاز مى کند و به شیوه ى خاصّ انسانى مى رسد. در معرفت و قبول ارزش و تعهّد به ارزش ها هم انسان چنین سیرى دارد; ابتدا به طریقه ى حیوانى زندگى مى کند و مدّتى این حیوانى زندگى کردن هم تغییر مى کند. بعد از این، گاه مى ایستد و سر به آسمان برمى دارد و در دنیا و خودش فکر مى کند. ممکن است این تفکّر او را به استقامت برساند و ممکن است تا آخر عمر هم حیوانى زندگى کند و عقلش در خدمت حیوانیّتش باشد; مثل اسب سوارى که افسار اسب را برگردن او انداخته و اسب هر جا بخواهد او را مى برد، نه این که سوارکار اسب را ببرد. انسانیّت و عقلانیّت انسان هم مى تواند در خدمت حیوانیّت او قرار بگیرد; و به عکس هم مى شود; یعنى حیوانیّت، شهوات و تمایلات نفسانى اش در خدمت عقلانیّتش قرار بگیرد و مرکب آن باشد، و فقط زمام امور در دست سوارکار باشد; بنابراین جوان ها نیاز به معرفت دارند. این که جوان ها را از بزرگ سالان و از اهل معرفت جدا مى کنند در حقیقت چراغ هدایت را از آن ها مى گیرند. جوان یک وجود پرشور نیرومندى است که نیاز به چراغ زندگى دارد و این چراغ در اختیار بزرگ سالان صاحب تجربه و معرفت است. متأسفانه برخى تبلیغات به جوان ها این گونه القا مى کنند که تو به بزرگ سالان نیاز ندارى. این سخن مثل این است که ما به بشریّت که نیاز به انرژى و نور و هدایت دارد بگوییم که تو به چراغ و خورشید وتابش ستارگان نیاز ندارى; بنابراین، بزرگ سالان باید با رأفت و رحمت و رفق و مدارا با جوانان رفتار کنند و معرفت و اندیشه هاى ناب خود را با صمیمیّت در اختیار آن ها قرار دهند، و گرنه آن ها نمى توانند راه را بیابند، مگر با مدد علم و دانش و معرفت و تقوا. دانش به تنهایى سعادت انسان را تضمین نمى کند، مگر این که جهت گیرى دانش مشخص باشد. اگر جهت گیرى دانش، خدمت به بشریّت و هدایت بشر شد این دانش، ارزشمند است، امّا اگر به زیان بشریّت به کار رفت، در مرگ و بیمارى مصرف شد، مثلاً دانشى که بمب شیمیایى مى سازد، دانشى که اسلحه ى کشتار جمعى مى سازد، این یک دانش زیانبار است و ارزش ندارد; هر چند سازندگان این ها دانشمندند، امّا دانشمندى که به زیان بشریّت کار مى کند.
بنابراین، در این ظرف اگر ارزش هاى مفید، و ره گشاى روشن گر باشد موجب هدایت انسان است. همان طورى که انسان عاقل و دقیق، دل به سخن هر کسى نمى سپارد و هر نشانى اى را قبول نمى کند مگر این که اطمینان کند که درست، حق و ره گشاست; در مورد این وسایل هم همین طور است. باید با دقت از این وسایل استفاده کرد. قرآن کریم مى فرماید:
(یَـأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا).
از این عبارت مى توان فهمید که انسان همیشه در معرض سقوط و لغزش است، اگر خودش و اهل بیت و خانه و خانواده و فرزندان خود را نگه ندارد، ساقط مى شود; مثل کسى که در یک راه باریکى که هر دو طرفش پرتگاه است حرکت مى کند; اگر یک لحظه چشمش را ببندد ماشینش یا به سوى راست مى رود یا به سوى چپ. الیمین و الشّمال مضلّة والطریق الوسطى هى الجادّة باید سعى کنیم که خودمان را نگه داریم و فریب ظاهرهاى زیبا و باطن هاى زهرآگین را نخوریم و از این ظرف ها به شرطى که مظروفش هم خوب باشد استفاده کنیم.
درباره ى صدا و سیما هم اگر فرض کنیم که تمام این برنامه ها خوب و مفید و ارزشمند و ره گشاست; امّا ظرفیّت و حجم ذهنى انسان محدود است و اگر بیش از ظرفیّت در ظرف ذهن و مغز بریزد موجب آشفتگى، خستگى و پژمردگى مغز مى شود. فرض کنید، مقدار زیادى میوه و خوراکى هست که همه ى آن ها هم حلال است; امّا اگر کسى بیش از ظرفیّت معده اش بخورد، دل درد مى گیرد. اگر انسان شنیدارها و دیدارها را به حساب و منظم دریافت نکند، همان دل درد ذهنى برایش رخ مى دهد. در این انبار، مرتّب کالا وارد شده و بر روى هم ریخته شده و منظم چیده نشده است و این یک انبار آشفته اى است که صاحب انبار هیچ وقت نمى داند چه دارد، ولى همه چیز هم دارد. به خاطر همین هم درست نمى تواند فکر کند.
نباید ذهن را از مطالبى که انسان روى آن نیندیشیده و دسته بندى و انتخاب نکرده پر کرد. البتّه این بر فرضى است که همه ى برنامه ها خوب و مفید باشد، که باز هم باید برنامه ها به اندازه ى ظرفیت انسان گزینش شود تا انسان فرصت کارهاى دیگر را هم داشته باشد، بتواند با اهل خانه و خانواده اش انس بگیرد، با آن ها گفت وگو و شوخى و رفع خستگى کند.
امّا این فرض که همه ى برنامه هاى صدا و سیما خوب و مفید است فرض غلطى است. بسیارى از برنامه ها ممکن است براى بسیارى از افراد مفید نباشد و وقت گیر باشد. پس باید بهترین را انتخاب و استفاده کرد. انسان به هر چه دل سپرد، آرام آرام این دل سپردگى موجب هم رنگى با آن خواهد شد. فرض کنیم انسان به فردى که سخنان ناروا مى گوید، آرام آرام گوش کرد، او هم بى اختیار همان سخنان ناروا را مى گوید. بچه ى سه چهار ساله اى که فیلمى را مى بیند، اولین کلماتى که از آن فیلم یاد مى گیرد سخنان زشتى است که بازیگران فیلم با هم ردّ و بدل مى کنند; بنابراین باید خود را حفظ کرد، فکر نکنیم که اگر خود را دربست در اختیار این رسانه ها گذاشتیم از عمرمان خوب استفاده کرده ایم. عمر انسان کابین سعادت اوست. انسان باید بداند آن را کجا و چگونه مصرف مى کند; بنابراین باید با احتیاط از این رسانه ها استفاده کرد و افرادى هم که تولید کنندگان برنامه هستند باید بازتاب برنامه هاى خود را در اخلاق اجتماعى بنگرند.
-
سه شنبه 3 اسفند 1389
9:22 AM
نظرات(0)
همه ما در زندگي با موقعيت هايي روبرو مي شويم كه اگر به درستي عمل نكنيم سلامت رواني خودمان و ديگران به خطر مي افتد. اين موقعيت ها مختلف هستند. مثلاً چگونه با دوستان و اطرافيان خود ارتباط برقرار كنيم؟ چگونه مسئوليت هاي جديد را بپذيريم؟ چگونه تصميم بگيريم؟ چگونه مشكلات مان را حل كنيم؟ چگونه با ترس، اضطراب، ناكامي، افسردگي و فشارهاي رواني مقابله كنيم؟ مهارت هاي زندگي: (مهارت هاي زندگي) توانايي هايي هستند كه به ما كمك مي كنند با موقعيت هاي زندگي - بخصوص موقعيت هاي پر خطر - به طور صحيح برخورد كنيم. وقتي اين مهارت ها را كسب كرديم مي توانيم در ايجاد ارتباط با ديگران سازگارانه عمل كنيم و بدون توسل به اعمالي كه به خودمان يا ديگران صدمه مي زند مشكلات را حل كنيم. اين مهارت ها چه مهارت هايي هستند؟ مهارت هاي زندگي شامل ده توانايي كلي به شرح زير است. براي زندگي بهتر لازم است اين مهارت ها را تمرين كنيم تا كمتر دچار آسيب هاي رواني و اجتماعي شويم: 1– توانايي حل مسأله: ما در زندگي به طور مداوم در حال حل مسأله هستيم. برخي از اين مسائل ساده هستند ولي برخي ديگر به فعاليت هاي فكري پيچيده اي نياز دارند. توانايي حل مسأله به ما كمك مي كند مسائل زندگي مان را به نحو مطلوب حل كنيم. اگر مسائل مهم زندگي ما حل نشده باقي بماند با فشار رواني روبرو مي شويم و سلامت رواني و جسماني ما تهديد مي شود. 2– توانايي تصميم گيري: اگر چه همه ما تصميم مي گيريم ولي هميشه تصميم هاي هوشمندانه نمي گيريم. برخي از تصميم گيري هاي غلط منجر به به پيامدهاي ناخوشايند مي شوند. مهارت تصميم گيري به ما كمك مي كند كه به طور صحيح در مورد اعمال مان تصميم بگيريم و جوانب مختلف انتخاب ها و پيامدهاي مثبت و منفي هر يك از آن ها را در نظر بگيريم. تصميم گيري مناسب و واقع بينانه موجب بالا رفتن سطح سلامت رواني ما مي شود. 3– توانايي تفكر خلاق: اين نوع تفكر به ما كمك مي كند مسائل را از زواياي مختلف دريابيم و راه حل هاي مختلف مسأله و پيامدهاي آن را ارزيابي كنيم و بالاخره راه حل هاي تازه اي براي مشكلات مان پيدا كنيم. با استفاده از اين مهارت؛ تصميم گيري هاي ما مناسب تر انجام مي شوند و مسائل به طور عملي تر حل مي شوند. 4– توانايي تفكر انتقادي: با استفاده از اين مهارت به بررسي و تجزيه و تحليل افكار خود و ديگران مي پردازيم و به فهم و درك روشن تر دست مي يابيم. اين توانايي كمك مي كند تا اطلاعات و تجاربي را كه به ما مي رسد تجزيه و تحليل كرده و در مقابل ارزش ها و فشارهايي كه به ما تحميل مي شود مقاومت كنيم و بدانيم كه رفتار ديگران هميشه درست نيست. 5– توانايي ارتباطي: ما بخش اعظم هر روز را به ارتباط برقرار كردن با ديگران مي گذرانيم تا هر چه بيشتر بتوانيم نيازهاي خود را بيان نماييم و نيازهاي ديگران را درك كنيم. توانايي ارتباطي به ما كمك مي كند تا با ديگران ارتباط كلامي و غير كلامي مؤثرتري داشته باشيم و با غلبه بر خجالت، نظرات خود را براي ديگران ابراز كنيم. اگر اين مهارت را كسب كرده باشيم در موقع لزوم مي توانيم با تقاضاهاي نامناسب ديگران مخالفت كنيم. 6– توانايي روابط بين فردي: توانايي روابط بين فردي به ما كمك مي كند با ديگران همكاري و مشاركت بهتري داشته باشيم. به آن ها اعتماد كنيم. مرزهاي روابط با ديگران را تشخيص دهيم. دوستي هاي مطلوب را حفظ كنيم و در شروع و خاتمه ارتباطات به طور مؤثرتري رفتار كنيم. 7– توانايي خودآگاهي: يعني توانايي شناخت خود و آگاهي از نقاط ضعف و قوت خواسته ها، ترس ها، رغبت ها و تمايلات خود؛ اين توانايي به ما كمك مي كند تصوير واقع بينانه اي از خود داشته باشيم و حقوق و مسئوليت هايمان را بهتر بشناسيم. 8– توانايي همدلي: توانايي همدلي يعني اين كه فرد بتواند زندگي ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار ندارد، درك كند. همدلي به ما كمك مي كند تا انسان هاي ديگر را وقتي با ما متفاوت هستند بپذيريم و به آن ها احترام بگذاريم. كساني كه همدلي بيشتري دارند، به ديگران علاقه مندند؛ افراد مختلف را تحمل مي كنند؛ پرخاشگري كمتري دارند و دوست داشتني ترند. اين مهارت روابط اجتماعي را بهبود مي بخشد. 9– توانايي مقابله با هيجان: اين مهارت شامل توانايي شناسايي هيجانات خود و ديگران، و نيز شناخت تأثير هيجانات بر رفتار است. اين مهارت به ما كمك مي كند كه در مواقع ناكامي، خشم، افسردگي و اضطراب، واكنش هاي مناسبي نشان دهيم. 10– توانايي مقابله با فشارهاي رواني(استرس): اين توانايي شامل شناخت استرس هاي مختلف زندگي و تأثير آن بر رفتار است و ما را قادر مي سازد كه منابع فشار رواني را در زندگي خود بشناسيم و راه هاي صحيح كاهش فشار را دنبال كنيم. 

-
شنبه 10 مهر 1389
7:42 AM
نظرات(0)
نوجواني، مرحله اي خاص از زندگي است كه بر جنبه هاي گوناگون جسمي و روحي فرد تأثير مي گذارد. نوجوان در اين سن، علاقه اي ندارد كه جزييات زندگي و كارهاي روزمره اش را براي والدين تعريف كند و دوست دارد مستقل باشد، البته اين مسائل در سنين نوجواني يعني بين 13 تا 19 سالگي طبيعي است. گاهي اين طرز رفتار آن ها و ميل به تنها بودن، والدين را عصبي و تا حدي نگران مي كند. والدين بايد بدانند چگونه در عين ارتباط با فرزندان شان در سنين نوجواني به حريم آن ها تجاوز نكنند. متخصصان روان شناسي مي گويند والدين بايد بياموزند كه چگونه رفتار كنند تا فرزندان مايل باشند با آن ها صحبت و گفتگو كنند و چگونه حرف دل نوجوانان را بشنوند. پدر و مادرها بايد بدانند افراد در سنين نوجواني بيشتر به دوستان شان اعتماد دارند تا به اعضاي خانواده و اين يكي از مراحل طبيعي در روند رشد است، پس بايد به راه هايي متوسل شد كه والدين بدون تجسس و كنجكاوي بيش از حد در امور نوجوانان بدانند در زندگي آن ها چه مي گذرد. در غير اين صورت اگر بخواهند همواره از بالا به نوجوان نگاه كنند و براي مثال بپرسند«كجا مي روي؟» پاسخ خواهند شنيد كه«هيچ جا» يا بپرسند«چه مي كني؟»، مي شنوند«هيچ كار» و گاهي نيز از اين پرسش و پاسخ هاي بي نتيجه عصبي و خسته مي شوند. متخصصاني كه سال ها روي رفتار با نوجوانان تحقيق و كار كرده اند، چند راه كار را براي اين مسأله ارائه كرده اند كه با كمك آن ها شما والدين مي توانيد بدون ايجاد تنش و درگيري در خانواده از اوضاع و احوال فرزندان تان آگاه شويد:
اول: اين كه بكوشيد بزرگسالان بيشتري را وارد زندگي نوجوانان كنيد. هر چه محيط اطراف نوجوانان را بهتر بشناسيد و با آموزگار، مربي ورزش، والدين دوستان فرزندتان و ... بيشتر آشنا باشيد، بهتر مي توانيد از كارهاي او آگاه شويد. آن ها مي توانند مسائل و بحران هايي كه نوجوان تان با آن ها روبه روست، به اطلاع شما برسانند. با وجود اين كه ممكن است فرزندتان به شما اجازه ندهد به عنوان يك مدير و ارشد كارهاي او را كنترل و تنظيم كنيد، اما هم چنان به وجود افراد بزرگسال در زندگي خود نيازمند است. او ممكن است هر كسي را غير از شما بپذيرد، زيرا احساس مي كند به اين ترتيب، آسيب كمتري به استقلال او وارد مي شود.
دوم: اين كه، برخي اوقات، او را در مسير مدرسه يا هر جاي ديگري كه مي خواهد برود، همراهي كنيد. خودرو يكي از مكان هاي حساس در سنين نوجواني است كه بعضي روان شناسان آن را "ميز شام دوران نوجواني" مي نامند؛ براي مثال اگر فرزند شما و دوستانش قصد دارند خريد بروند، پيشنهاد كنيد حاضريد آن ها را برسانيد. با توجه به اين كه در سنين نوجواني، همه چيز براي فرد اهميت دارد يعني اين كه فلاني چه كسي را دوست دارد، چه كسي مشكل دارد، چه كسي از دست مادرش عصباني است و مسائلي از اين قبيل. وقتي نوجوانان با يكديگر هستند به راحتي درباره همه چيز صحبت مي كنند و شما مي توانيد در جريان كارها قرار بگيريد. اگر درباره مسئله اي نگران شديد، سعي كنيد در فرصتي مناسب به آن بپردازيد. مي توانيد حتي از طريق فرد ديگري، به طور غير مستقيم آن را پيگيري كنيد. وقتي در جمع نوجوان و دوستانش هستيد، بكوشيد بيشتر سكوت كنيد و اجازه دهيد آن ها صحبت كنند. در ضمن شايد براي تان جالب باشد بدانيد بسياري از صحبت هايي كه در منزل مطرح نمي شود در خودرو بيان مي شود، چرا؟ چون خودرو، جاي مناسبي است براي اين كه افراد رودررو قرار بگيرند. پس بسياري از مطالبي كه نوجوان نمي تواند در منزل يا جاي ديگر با والدين خود در ميان بگذارد، در خودرو مطرح مي شود. بسياري از والدين معتقدند خودرو بهترين مكان براي گفتگو با نوجوانان است.
سوم: مكان هايي را براي گفتگو با نوجوان انتخاب كنيد كه زمينه را براي بيان احساسات آماده كنند؛ براي مثال وقتي با نوجوان خود به كافي شاپ، رستوران يا پارك برويد، زمينه گفتگو خود به خود فراهم مي شود و بدون هيچ مزاحمتي مي توانيد درباره كارهاي مختلف با يكديگر صحبت كنيد و نگران سكوت ايجاد شده در لحظات اول هم نباشيد، زيرا به طور قطع پس از سكوتي كوتاه، نوجوان شروع به صحبت خواهد كرد.
چهارم: سعي كنيد صحبت هاي شما به آن ها حالت تدافعي ندهد. بكوشيد موضوعات و عناويني را انتخاب كنيد و در آن خصوص با نوجوان به تبادل اطلاعات بپردازيد نه اين كه انگشت اشاره تان به سمت او باشد؛ براي مثال به جاي اين كه از فرزند نوجوان تان بپرسيد كه«آيا تا به حال سيگار كشيده اي؟» مي توانيد درباره اين كه در جايي خوانده ايد شمار نوجواناني كه سيگار مي كشند رو به افزايش است با او صحبت كنيد و بخواهيد او نيز نظرش را بدهد.
پنجم: به رفتارهاي غير كلامي نوجوان توجه كنيد. به خاطر داشته باشيد كه لزوماً همه اطلاعات از طريق صحبت و يا پرسش و پاسخ به دست نمي آيد. پس به رفتارها و حركاتي كه او مي كند، دقت كنيد. گاهي اوقات وقتي نوجوان طوري رفتار مي كند كه انگار ناراحت يا عصباني است يا دلش مي خواهد تنها باشد و فقط كنار دوستانش احساس راحتي مي كند، پيامي در اين رفتار است كه شما بايد آن را دريابيد و آن هم اين كه«الان زمان مناسبي براي گفتگو با او نيست، زيرا او آمادگي لازم را ندارد» پس در چنين شرايطي سعي نكنيد كه مرتب از او بپرسيد و علت ناراحتي اش را جويا شويد. از طرفي وقتي هم مي خواهد با شما تلويزيون ببيند يا سعي مي كند همه اعضاي خانواده غير از شما از منزل بيرون بروند، يعني آمادگي لازم را براي صحبت و بيان افكارش با شما را دارد و مي خواهد با او گفتگو كنيد.
-
شنبه 10 مهر 1389
7:27 AM
نظرات(0)
گاهی خوب است که به فرزندانمان جواب منفی دهیم ارضاي خواستهها و نيازها بايد به گونهاي باشد كه راه را براي رشد شخصيت فرد باز كند. به اين معني كه اگر هميشه همه خواستههاي ما بدون كوچكترين مانعي برآورده شود، آن گاه از وضعيت موجود احساس رضايت كرده و هيچ تلاشي براي بهبود شرايطي كه در آن هستيم انجام نميدهيم و به دنبال پيشرفت نخواهيم بود. اصولا پيدايش نيازها و خواستههاي تازه كه محركي براي حركت رو به جلو است نتيجه اين است كه به برخي از خواستههاي خود نرسيدهايم. بنابراين ما در حالي كه نياز فرزندان خود را برآورده ميكنيم، بايد آنها را آماده كنيم كه از لحاظ شخصيتي، اجتماعي و رواني به پلههاي بالاتري دست پيدا كنند.براي اين كار لازم است اولا خواستههاي معقول ارضا شود؛ چرا كه محروميت و ناكامي در دستيابي
فرزندان ممكن است در برخي مواقع خواستههايي داشته باشند كه برآورده كردن آنها به صلاح نباشد. با چنين فرزنداني چه برخوردي بايد داشته باشيم و چگونه ميتوانيم آنها را قانع كنيم؟ درخواست فرزندان بر اساس ميل و نياز آنهاست اما در برخي مواقع برآورده كردن اين ميل و نياز، ممكن است به مصلحت نباشد.
به خواستهها، شخص را در آينده از لحاظ شخصيتي و زندگي فردي با مشكل مواجه ميكند. دوم اينكه ارضا و پاسخگويي به اين خواستهها بايد نسبي باشد. پاسخ دادن نسبي به خواستهها روحيه صبر و افزايش تحمل را براي كودك به دنبال دارد و مهارتهاي تلاش براي بدست آوردنهاي بيشتر را در او تقويت ميكند.
اگر هميشه همه خواستههاي ما بدون كوچكترين مانعي برآورده شود، آن گاه از وضعيت موجود احساس رضايت كرده و هيچ تلاشي براي بهبود شرايطي كه در آن هستيم انجام نميدهيم و به دنبال پيشرفت نخواهيم بود.اين همان چيزي است كه روانشناسان به آن «ناكامي بهينه» ميگويند. در برخي موارد واقعا صلاح نيست به نيازهاي فرزندانمان پاسخ دهيم. اما چگونه؟
فرزندان ما هنگامي داراي شخصيت سالم هستند كه دو خصوصيت در آنها وجود داشته باشد. خصوصيت اول، شناخت واقعيتها و شناسايي محدوديتها و فرصتهايي است كه وجود دارد. يعني آموزش اين نكته كه در زندگي موانع و ناكاميهايي وجود دارد، خودش ميتواند يك هدف تربيتي باشد و به فرزند ما كمك كند كه واقعنگر تربيت شود و به قول معروف لوس و دردانه نشود. بچههاي لوس بچههايي هستند كه «نه» نشنيدهاند. خصوصيت دوم مربوط به تفكر فرزند است. به اين معني كه بايد متوجه شود دست ديگري نيز در كار است كه ممكن است بر وفق مراد او نباشد و او بايد راهحل مناسب را پيدا كند كه اوضاع را به نفع خودش تغيير دهد. تقويت اين روحيه در كودك مهم است.
-
دوشنبه 28 تیر 1389
8:04 AM
نظرات(0)
اختلالات روانی افراد یكی از عوامل مهم در ایجاد مشكل در زندگی زناشویی است و آموزش مهارت های زندگی از دوره نوجوانی از بروز این اختلالات پیشگیری می كند. مهشاد طاهری در گفت وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار داشت: اختلالات روانی افراد یكی از عوامل مهم در ایجاد مشكل در زندگی زناشویی است كه افراد با شناخت این اختلالات می توانند قبل از ازدواج، درمان را آغاز كنند و تشخیص این اختلالات در كلاس های آموزشی مهارت های زندگی و خودشناسی حاصل می شود. این روانشناس بالینی گفت: متأسفانه در كشور ما سنت ها نادیده گرفته شده است و دخترها و پسرها بیش از آنكه در اندیشه كسب مهارت های زندگی باشند در جستجوی جلب توجه اطرافیان هستند و ملاك هایشان روز به روز رنگ عوض می كند. وی افزود: آموزش هایی با عناوین و محتوای مهارت زندگی یا آیین زندگی موجب می شود جوانان با شناخت از یكدیگر و در مرحله اول خودشناسی وارد زندگی شوند و سپس به درك متقابل برسند و معنای صحیحی را از درك متقابل دریافت كنند.
●اختلافات روانی موجب ایجاد خلاء در زندگی می شود
طاهری با بیان اینكه اختلافات روانی موجب ایجاد خلاء در زندگی می شود، گفت: آسیب های روحی و روانی تنها به فرد و خانواده فرد ضربه نمی زند بلكه تبعات آن در سطوح مختلف جامعه نمایان می شود. وی ادامه داد: بهترین سن برای فراگیری مهارت های زندگی نوجوانی است زیرا در این دوران است كه تمایلات در افراد بیدار می شود.
خبرگزارى فارس
-
چهارشنبه 16 تیر 1389
8:55 AM
نظرات(0)
يك جوان نياز دارد قبل از ازدواج چند چيز اساسي را مشخص كند، هدف از ازدواج؛ انتخاب شخص ايده آل نه آرماني، چگونگي مقدمات يك زندگي دو نفره ولي همه اينا كافي نيست زندگي مشترك نياز به مهارت دارد: يك جوان نياز دارد قبل از ازدواج چند چيز اساسي را مشخص كند، هدف از ازدواج؛ انتخاب شخص ايده آل نه آرماني، چگونگي مقدمات يك زندگي دو نفره راحت نه تجملاتي، تدارك يك كار مشخص ولو با حقوق اندك حالا نوبت به راهايي ميرسد كه ازدواج شما را به يك ازدواج آرماني و شاعرانه نزديك ميكند: 1.هدف ازدواج: بيايد نيازهاي خود به ازدواج را به دو بخش تقسيم كنيد نيازهاي روحي و جسمي. هميشه سعي كنيد ساده به همه آنها بنگريد و آنها را با نيازهاي طرف مقابل هماهنگ كنيد. با گفتمان ميتوانيد به اين شناخت دست يابيد و كم كم با يكديگر هماهنگ شويد. 2.سوال از ديگران: حتما شما در اطراف خود زوجهايي را ميشناسيد. چه موفق؛ چه نا موفق، از ايشان تا محدوده ايكه ميتوانيد سوال كنيد و راهكارها و نوع تنشها و نقاط ضعف و قوت ازدواج آنها را دريابيد. و از همه آنها نكته بگيريد. 3.فيلمهاي برتر در زمينه ازدواج يا روابط خانوادگي را تماشا كنيد: اين فيلمها مطابق با هر فرهنگي و در هر كشوري شاخصههايي دارد، با ديدن آنها يك الگوي خوب از زندگي مشترك به دست مي آوريد. 4.به متون قديمي و كتب معروف در اين زمينه مراجعه كنيد: اسطورهها هميشه سخناني دارند كه تا سالها باقي و اثر گذار است، آنها را به كار بنديد. 5.به سايتهايي مراجعه كنيد كه سوال و جواب زوجها در آن و جواب مشاوران در آن آمده. اين سايتها بسيار به شما كمك ميكند مشكلات احتمالي را بيابيد و چاره آن را پيش از وقوع بدانيد يا جلو پيشامد آن را بگيريد. 6.محدوده استقلال خود را مشخص كنيد: با همسر آينده خو صحبت كنيد و از او بخواهيد محدوده استقلال خود را معلوم كند، چه در روابط خانوادگي اش چه روابطش با همسر آينده اش. شما هم از خود بگوييد ولي اصرار به موقعيت خود نورزيد. چرا كه در زندگي مشترك همه اينها دستخوش تغير خواهد بود. 7.از بحث نهراسيد: اين بحث و جدلهاست كه شما را بيشتر با هم آشنا ميكند و براي هم ميسازد. ولي در كل در اين بحثها هم خوبيها و هم بديها را توامان ببينيد. 8. بياد داشته باشيد زمان همه مشكلات حل خواهد كرد چرا كه شناخت ها را تكميل و علاقه را دو چندان مي كند. گردآوری: گروه اینترنتي نیک صالحي تبيان اردبيل
-
پنج شنبه 10 تیر 1389
7:39 AM
نظرات(0)
هر دختر و پسري به مجرد بستن عقد ازدواج به يک ديگر تعلق پيدا کرده و عمري مي خواهند در کنار هم زندگي کنند، در غم و شادي شريک هم باشند، به کمک هم مي خواهند فرزندان صالح و شايسته تحويل جامعه دهند و بالاخره در تمام مراحل زندگي غم خوار هم باشند، از اين رو اسلام در ابتدا به اين دو زوج جوان سفارش اکيداً مي کند که در انتخاب همسر کمال دقت را بنمايند. در روايات براي همسر ويژگي هايي ذکر شده که اگر جوانها قبل از ازدواج به آنها توجه کنند، يا اصلاً دچار اختلاف خانوادگي نمي شوند و يا خيلي کم با آن دست به گريبان مي شوند. در اين جا به طور اختصار به برخي از آنها اشاره مي شوند: 1- تدين. بزرگترين ويژگي يک همسر مناسب اين است که متدين باشد و به خدا، پيامبر(ص) امام(ع)، معاد و تمام آن چه پيامبر(ص) از طرف خدا براي سعادت بشر آورده ايمان داشته باشد. حلال خدا را حلال و حرام او را حرام بداند. 2- حسن خلق. از ويژگي هاي مهم ، خوش اخلاق بودن همسر است، اگر شوهري بهترين خانه، ماشين، لباس، قيافه، و بيشترين پول را داشته باشد، اما بداخلاق و خشن باشد، تمام افراد خ انواده ناراحت خواهند بود، به طوري که آرزو مي کنند روي خاک بنشينند و پستترين لباسها را بپوشند و بدترين غذاها را بخورند، اما در خانه گرفتار خشونت و بدزباني بداخلاقي نباشند. 3- شرافت خانوادگي (نجابت و پاکي). رسول خدا(ص) فرمودند: در خانواده شايسته ازدواج کنيد، زيرا عرق "نطفه و ژنها" تأثير مي گذارد.(4) 4- سلامتي جسمي و روحي. منظور از سلامتي جسمي و روحي، عاري بودن همسر از بيماريها، نقصها و معلوليتهاي جسمي و روحي عميق و غير قابل درمان و تحمل است. پي نوشتها: 1. وسائل الشيعه، ج 14، ص 51، قال رسول اللَّه: "اذا جاء کم من ترضون خلقه و دينه فروجوه إلاّ تفعلوه تکن فتنة في الارض و فساد کبير". گردآوري : گروه اينترنتي نيک صالحي تبيان اردبيل
رسول خدا(ص) فرمودند: کسي که به خواستگاري شما آمده اگر اخلاق و دينش مورد پسند باشد، با او ازدواج کنيد و اگر چنين نکنيد فتنه و فساد بزرگي در زمين به وجود خواهد آمد.(1)
در حديث ديگر فرمودند: "عليک بذات الدّين؛ بر تو باد که همسر دين داري بگيري".(2)
نقل است حضرت رضا(ع) در پاسخ کسي که پرسيده بود شخص بداخلاقي براي خواستگاري دختر آمده چه کنم، دختر به او بدهم يا نه؟ فرمودند: "لا تزوّجحه ان کان سيي الخلق؛ اگر بد اخلاق است دختر به او نده".(3)
در ضمن جزوه گزينش شوهر ايده آل شماره 157 به پيوست ارسال ميگردد.
با توجه به مطالب فوق، سعي شود در انتخاب شوهر حالت وسواسي پيدا نشود، همين که جوان متدين، خوش اخلاق و خانواده داري به خواستگاري آمد، رضايت به ازدواج دهيد؛ ولو اين که هنوز کارمند، يا حقوق بگير هم نباشد.
خدا را رازق بدانيد، چرا که او متعهّد شده روزي بندگان صالح و پرتلاش خود را برساند.
به قول معروف: هر آن کس که دندان دهد نان دهد.
پيامبر اکر(ص) فرمودند: هر کسي از ترس هزينه زندگي ازدواج را ترک کند، از ما نيست.(5) و به قول شاعر:
غم روزي مخور، بر هم مزن اوراق دفتر را
که قبل از طفل، ايزد پر کند پستان مادر را
قال رسول اللَّه:"اذا جاءکم من ترضون خلقه و دينه فزوّجوه الاّ تفعلوه تکن فتنة في الارض و فساد کبير".
در مورد خواب بايد بگوييم: گرچه هر خوابي تعبير ندارد و نمي شود به آن اعتنا کرد، اما ان شاءاللَّه خواب شما راست است، شايد آن آقا سيد همان، نيت و هدف پاک شما است که هميشه براي خوش بختي خود و ديگران دعا مي کنيد و شايد همان دعايي باشد که از خداوند بزرگ مي خواهيد يک انسان مؤمن و متدّين را نصيب شما بگرداند. منظور از پشيماني هم شايد اين باشد که در امر ازدواج تصميم جدي بگيريد و هر روز قصد خود را عوض نکنيد و به خاطر آيندهاي که هنوز نيامده اين قدر از ازدواج کردن هراس نداشته باشيد.
سفارش مي کنيم ارتباط خود را با خدا و پيامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) مخصوصاً حضرت زهرا(ع) محکم کنيد و به آينده اميدوار باشيد. هر گونه ترس و وحشت از آينده از دل خود بيرون کنيد و در امر ازدواج هم زياد سخت گيرد نباشيد.
2. وسائل الشيعه، ج 14، ص 30.
3. علي اکبر مضاهري، جوانان و انتخاب همسر، ص 112.
4. مکارم الاخلاق.
5. کنز العمال، ج 16، ص 279، شماره حديث 44460.
-
چهارشنبه 9 تیر 1389
8:57 AM
نظرات(0)
حتما در دوران تجردتان مواقعـي پـيـش آمـده كـه شـنــيـده باشـيـد خــانم ها معمولا نمي توانند مرد نجيب، حساس و خـوب و مـهـربـان مـورد نـظـر خـود را پـيـدا نمايند.
مرد حساس
بسياري از خانمها اذعان مي كنند به مرد حساسي علاقه مندند كه از بيان مداوم احساسات خود واهمه نداشته باشد، وقتي اين مورد زياد تكرار مي شود با احساس زنانه او هماهنگ است حال هر معني داشته باشد مهم نيست. اين مردي است كه رفتار مردانه ندارد.
پولدار پولدار
اغلب آقايان فكر مي كنند خانمها يك مرد پولدار موفق با ماشين آخر سيستم و آپارتمان مجلل مي خواهند. اما درست نيست، چرا كه اغلب خصوصيات خوب آقايان است كه خانم ها را تحت تاثير قرار مي دهد نه حسابهاي بانكي آنان.
هواداران تام كروز
به غير از زنان پست و فرومايه و دختران نوجوان، ديگر خانم ها از شما انتظار نخواهند داشت كه مانند يك ستاره سينما عمل كنيد. آنچه كه آنان از شما انتظار دارند اينست كه از آنچه به دست مي آورند، نهايت استفاده را بكنيد و به خودتان اهميت دهيد، اعتماد بنفس و جذبه بالائي داشته و توان استفاده از آن در اداره زندگي را داشته باشيد. همچنين بدانيد كه چه مدلها و رنگهايي به شما مي آيد و از آنان استفاده نمائيد.
مرد خانواده
زني كه به دنبال چيزي بيش از يك عيش و نوش زود گذر است مي خواهد با مردي باشد كه حداقل از زندگي در بين سرو صداي بچه ها براي خود جهنم نسازد و بچه ها را دوست داشته باشد. لازم نيست كژپنداري كنيد و فكر كنيد كه زنها به دنبال پدري براي فرزندان متولد نشده شان هستند. گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی
همچنين مطمئنا براي شما هم پيش آمده كه بخواهيد آن مرد مورد نـــظر باشيد و حتما فكر كرده ايد كه نبايد در مقابل خانم ها مـقـاومــت زيادي از خود نشان دهيد.ولي در كمال نابوري ايــن مورد جواب نخواهد داد، خانم هاي زيادي اطراف شــما وجـود خــــواهند داشت اما با هيچ كدام از آنان نمي توانيد رابطه عـاشقـانـه داشـته بـاشيـــد و زندگي مشترك شروع كـنـيد. در نـهايـت سرگردان مي شـــويد كه در چه جهنمي گرفتار آمده ايد.
من اين قضيه را براي شما روشن خواهم كرد، تفاوت قابل توجهي بين آنچه كه خانمها از مرد مورد نظرشان انتظار دارند و خصوصيات واقعي آن شخص وجود دارد. به عبارت ديگر، خصوصيات واقعي فرد مورد نظر و اسطوره اي كه طرف مقابل از شخص مورد نظر براي خود ساخته است. آنچه در زير آمده برخي از عمومي ترين خصوصيات ذكر شده از مرد مورد نظر مي باشد، همچنين اين مطلب كه آيا اين موارد آنقدر صحت دارند كه بتوان روي آنان حساب كرد نيز مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
بنابراين چنين مردي در نهايت هر زني را از خود مي راند و انتظارات او را نيز بالا مي برد (اين مورد زماني روي مي دهد كه مرد بسيار احساساتي و نفوذ پذير باشد). البته اين بدان معنا نيست كه خانمها يك انسان بي احساس و حيوان صفت را مي پسندند كه هميشه به آنان بي احترامي نمايد و اعصاب آنان را خورد كند. بنابراين خانمها به دنبال چه نوع مردي هستند؟ مردي بين دو مورد ذكر شده. مردي كه نه زياد احساساتي باشد و نه زياد بي احساس. به عنوان مثال در صورت درگذشت يكي از بستگان نزديك عادي است كه مردها فرياد بزنند اما اين مورد براي بيستم بار به ياد آوري يك نمايش، بسيار غير عادي خواهد بود.
بر خلاف باور عمومي سن جواني سن حساس، خوب و پر از سلحشوري و فتوت ميباشد. با اين وجود خانمها مرد بسيار احساساتي را دوست ندارند، آنها يك مرد واقعي با احساسات مردانه را مي پسندند.
اما باز هم سخن از تعادل مي باشد. چنانچه سعي در تحت تاثير قرار دادن ما از طريق احساساتي بودن زياد داريد، احساسات ما را خاموش خواهيد كرد، اما چنانچه با اغوش باز در را به روي همسرتان باز كنيد و برايش چاي بريزيد و به او خسته نباشيد بگوييد، راه درست را بر گزيده ايد.
خانم ها مردي را خواهند پسنديد كه قادر به ايجاد يك زندگي خوب و راحت باشد همچنين بلند پرواز باشد نه اينكه ناگهان ارث پدري به او رسيده و از طريق آن خوشبخت و پولدار شود. چرا كه به قول معروف باد آورده را باد مي برد، بنابراين خانهما مي خواهند بدانند آيا واقعا مردشان قدرت بدست آوردن پول و جرات چرخاندن يك زندگي را دارد يا نه.
سعي كنيد كسي نباشيد كه در دراز مدت نتيجه معكوس براي خانم ها داشته باشيد. به خاطر خدا سعي كنيد از شخصيت خودتان لذت ببريد و هوش خانمها را با بازي دادنهاي مشخص و واضح آزمايش نكنيد تا آنان را مجبور كنيد دوستتان داشته باشند.
اين فقط بدين معناست كه چنانچه خانمها براي خود در آينده فرزندي تصور كنند، مايلند شريك زندگي آنان كسي باشد كه مانند آنان فكر كند، بنابراين اگر روزي زني احساس كند كه باردار است نگران اين نباشد كه اين قضيه براي همسرش شك بدي است و يا اينكه نگران اين نباشد كه همسرش از او بخواهد بچه را سقط كند؛ اين مرد مورد علاقه اوست.
همچنين اغلب خانمها مايلند با كسي زندگي كنند كه با افراد خانواده آنان رابطه خوبي داشته باشد و با آنان با احترام و مهرباني برخورد نمايد. اين قضيه نشان مي دهد كه او براي مفهوم خانواده ارزش قائل است و اهميت يك رابطه خوب و نزديك داشتن را در خانواده مي داند. خصوصيات ديگري كه زنها در زندگي براي مرد مورد علاقه اشان به دنبال آن هستند عبارتند از:
يك اخلاق خوب كه فقط مختص به شوخي و مزه ريختن با ديگران نمي شود وفاداري (هيچ زني وجود يك هوو را تحمل نمي كند)
احترام
مهرباني
گرما
هوشمندي
تفاهم
موارد بالا را به خاطر بسپاريد، چرا كه شانس شما براي اينكه مرد مورد علاقه خانمي باشيد را افزايش مي دهد. نگران نباشيد لازم نيست نقش مرد رويائي را بازي كنيد كه سوار بر اسب سفيد براي خوشبخت كردن خانمي از راه مي رسد.
-
دوشنبه 7 تیر 1389
8:25 AM
نظرات(0)
در چه سني بايد ازدواج کرد؟؟ براي ازدواج علاوه بر نياز به رشد جسمي و جنسي، رشد رواني و اجتماعي نيز مورد نياز است. در اواخر دوره نوجواني رشد جنسي تقريبا کامل مي شود و فرد توانايي توليد مثل پيدا مي کند. در اواخر سنين نوجواني اغلب دختران به فکر ازدواج مي افتند، در حاليکه پسران در اين سنين خواهان ازدواج نيستند. گرچه ازدواج تنها راه مشروع و سالم تأمين نيازهاي جسمي و رواني نوجوانان است، ولي براي يک ازدواج موفق، آمادگي زيستي، رواني، مادي و اجتماعي لازم است. به همين جهت، متخصصان سن مناسب ازدواج را براي دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و براي پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصيه مي کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بين دختر و پسر براي ازدواج توصيه مي شود. در صورت داشتن ازدواج زودهنگام، بهتر است داشتن فرزند تا پس از ۲۰ سالگي به تعويق بيفتد. براي اين منظور لازم است که زوجين با روش هاي صحيح تنظيم خانواده آشنا باشند.
معيارهاي يک ازدواج موفق چيست ؟
انتخاب همسر از مهمترين تصميمات فرد در زندگي است، زيرا مي تواند آينده فرد را رقم بزند. تشکيل خانواده سالم، متعادل و پايدار مانند هر امر مهم ديگري به تفکر منطقي و تلاش و کوشش نيازمند است. جوان مي بايستي بر اساس معيارهاي اصولي، منطقي همسر آينده خود را شناسايي و انتخاب نمايد و آنگاه به انجام پيوند زناشويي اقدام کند. بصورت کلي اصالت خانوادگي به عنوان اساسي ترين معيار انتخاب همسر شناخته مي شود. ايمان، اخلاق نيکو و روان سالم، و تناسب زوجين در ويژگيهاي ظاهري، سني، تحصيلي، فرهنگي، تربيتي و اعتقادي از موارد اساسي در انتخاب همسر است در زير به چند عامل براي يک ازدواج موفق اشاره مي شود:
سلامت جسمي و رواني
انسان سالم، خانواده سالم ايجاد مي کند. برخي از بيماريها ممکن است تهديدي جدي براي سلامت انسان و همسر آينده او باشد. در اين زمينه مراجعه به مراکز درماني براي تشخيص و درمان زودرس و مشاوره قبل از ازدواج در مراکز مشاوره وزارت بهداشت توصيه مي گردد.
منبع درآمد و شغل مناسب
براي يک ازدواج موفق و زندگي سعادتمند، مسأله شغل مي بايستي جدي گرفته شود. با داشتن کار و شغل، عشق و محبت زوجين در منزل رونق و تداوم مي يابد. با وجوديکه داشتن شغل و درآمد لازمه خوشبختي خانواده است، بايد توجه داشت که امکانات مالي به تنهايي نمي تواند حل کننده همه مشکلات يک خانواده و متضمن خوشبختي باشد و اهميت آن تنها بايستي در کنار ساير عوامل ارزيابي شود
داشتن نيت و اراده براي تشکيل خانواده
هر يک از زوجين بايد با ديد باز و با رضايت خود اقدام به تشکيل خانواده نمايند. ازدواج نبايد به عنوان راه حلي براي دوري از مشکلات خانوادگي جوان در خانواده در نظر گرفته شود، بلکه ازدواج زماني موفق خواهد بود که با هدف تشکيل خانواده و تعالي روحي زوجين درنظر گرفته شود. با وجوديکه والدين در راهنمايي جوانان در انتخاب همسر نقش تعيين کننده اي دارند، اين نقش بايد به صورت مشاوره اي باشد و نبايد بصورت تحميلي و سلب اختيار جوان در تعيين شريک زندگي آينده اش باشد
سن مناسب و اختلاف سني مناسب براي ازدواج
همانگونه که گفته شد، براي موفقيت در ازدواج، رعايت سن مناسب ازدواج بسيار مهم است. متخصصان سن مناسب ازدواج را براي دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و براي پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصيه مي کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بين دختر و پسر براي ازدواج توصيه مي شود
مسئوليت پذيري و پاسخگويي به نيازهاي جسمي روحي و عاطفي همسر
زوجين بايد متوجه باشند که با تشکيل خانواده، نقشهاي جديدي براي آنان بوجود مي آيد که مي بايستي در مقابل آن مسئوليت پذير باشند. زن و مرد متأهل نسبت به يکديگر متعهد هستند و مي بايستي با تمام وجود سعي در ايفاي وظايف نمايند. يکي از اساسي ترين پايه هاي موفقيت يک زندگي زناشويي، شناخت دقيق نيازهاي جسمي ، روحي و عاطفي همسر و تلاش مستمر و دائم در پاسخ به اين نيازهاست . زوجين مي بايستي در اين جهت به يکديگر کمک رسانند و مشوق و همکار يکديگر باشند. همچنين لازم است تا از توقعات خارج از توانايي همسر اجتناب گردد. به عبارت ديگر زوجين بايد تلاش کنند تا در کنار يکديگر باشند و نه در مقابل هم.علاوه بر اين، هر يک از زوجين مي بايستي مسئوليت تنظيم خانواده را بپذيرند و تعداد فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعايت نمايند.
يک عشق يک همسر
اين اصل متضمن دوام و خوشبختي يک خانواده است. وفاداري به همسر، وفاداري به عشق را به ارمغان مي آورد
به همسر خود احترام بگذاريد و گذشت داشته باشيد
زوجين مي بايستي در همه حال و در هر شرايطي به همسر خود احترام بگذارند. نزديکي زوجين هيچگاه حق توهين و تحقير يکديگر را به آنان نمي دهد. با اولين توهين به همسر، اولين گام براي فروريختن بناي خانواده برداشته شده است و اصالت خانواده زير سؤال مي رود. هيچ خطايي از طرف همسر، شما را محق به توهين به او نمي کند. گذشت لازمه هر رابطه طولاني مدت است. انسان در طول زندگي مرتکب خطاهايي مي گردد و گذشت و راهنمايي دوستانه همسر، زمينه پيشگيري از وقوع مجدد آن خطا را فراهم مي کند، احساس صميميت را تقويت مي کند و زندگي را به کام زوجين شيرين مي سازد
معنويات
دين داري، تقويت معنويات و توجه به دستورات مذهبي که به زيبايي در دين مبين اسلام و ساير اديان الهي به آن پرداخته شده است، همچون چراغي روشن در راه تعالي بشريت است. زوجين بايد به تقويت معنويات در يکديگر ياري رسانند و در اين صورت است که عطر و طراوت ايمان، فضاي خانوادگيشان را صفا مي بخشد
-
دوشنبه 7 تیر 1389
8:24 AM
نظرات(0)
هدف از ازدواج چيست؟از نظر اسلام اهداف اساسي ازدواج از نظر اسلام اهداف اساسي ازدواج عبارتند از:
1- رسيدن به آرامش:
در نظام الهي و فرهنگ قرآني، هدف اصلي از ازدواج رسيدن به آرامش روان و آسايش خاطر، پيمودن طريق رشد، دستيابي به کمال انساني و نزديکي به ذات حق است. ترديدي نيست که از تنهايي به درآمدن، همسر و همراه شدن، خانوادۀ مستقل تشکيل دادن، ارضاي کششهاي نفساني و غرايز طبيعي و فرزند آوري از نتايج قهري ازدواج، نيز از مهمترين عوامل مؤثر در آرامش روان، آسايش فکر و جان و احساس رضامندي دروني است.(1)
2 – بقاي نسل:
يکي از اهداف جانبي ازدواج، فرزند آوري و بقاي نسل است.
3 – پاسخ به نداي فطرت:
ازدواج پاسخي است خداپسندانه به نداي فطرت زيرا خداوند وجود انسان غريزه جنسي را قرار داده است.
4 – حفظ عفت:
از هدف مهم ازدواج، حفظ پاکدامني زنان و مردان و جلوگيري از لغزشهاي گوناگون است، زيرا ازدواج تنها راه ارضاي طبيعي تمايل جنسي است،از اين رو پيامبر(ص) فرمود: «هر کس ازدواج کند، نيمي از دينش را حفظ کرده، پس بايد در نيم ديگر از خدا بترسد»(5) پي نوشت: 1 – غلامعلي افروز، همسران برتر تا ص 24.
قرآن کريم در معرفي فلسفه ازدواج ميفرمايد: «و يکي (ديگر) از نشانه هاي خدا اين استکه از جنس خودتان همسراني براي شما آفريد تا در کنار آنها آرامش پيدا کنيد»(2) خداوند در اين آيه و آيه 189 اعراف، ضمن آن که حقيقت زن و مرد را يک گوهر دانسته و هيچ امتيازي از لحاظ مبدأ آفرينش بين آنها قايل نشده، آرامش خاطر و روان را هدف ازدواج و زن را محور آرامش معرفي کرده است.
امام سجاد(ع) وجود فرزند را از سعادت هاي انسان مي داند(3). امام صادق(ع) يکي از معيارهاي مهم در انتخاب همسر را توان زاييدن فرزند بسيار معرفي ميکند (4).
2 – روم (30) آيه 21.
3 – وسائل الشيعه، ج 15 . ص 96.
4 – همان، ج 14 ، ص 33.
5 – سفينه البحار، ج 1، ص 561.
-
دوشنبه 7 تیر 1389
8:02 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



